خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
مسعود علوی مقدم
با تشکر از یاسین شفقی
آرشیو وبلاگ
آبان ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
بهمن ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
لینک دوستان
پروانه
ناشکیبا
اصلاحات
تبسم تلخ
باران خیال
مضراب مست
داریوش اقبالی
پرواز به سوی او
جمله ها رو بخون
دکتر علی شریعتی
...ماندن به ناگزير...
من زندگی را دوست دارم
آمده ، یار آمده در بگشایید
ليست وبلاگ هاي فارسي
طرفداران پرشین بلاگ
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
خرید اینترنتی
طراحی وب
قالب وبلاگ
لینکوگراف
اخبار ايران
اخبار ICT
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

همیشه می دیدم آدما همه ی جاده رو سپری می کردن به شوق اینکه آن لحظه سر برسد
لحظه ای که به دریا زل بزنند ؛ بهش بگن چه قدر درد دارن ، چه قدر غصه دارن ، چه سنگینی غیر قابل تحملی رو دارن به دوش می کشن
یا این که شادی هاشو باهاش قسمت کنن ؛ باهاش شوخی کنن ، باهاش لبخند بزنن ، باهاش قهقهه بزنن و...
خلاصه باهاش ارتباط برقرار کنن وبا هاش دوست بشن
اونا از همه جا مات ومبهوت به سمت دریا می اومدن وتمام اطرافیانشون رو کنار می زدن
تا بتونن برای یک لحظه هم که شده ، اونو ببینن
اون رو به گرمی عمق هیجان آنها در آغوش احساسات خویش بفشارند
اونا به ساحل می رسیدن و زیر نگاه های آلوده ی خویش و قلب ناآرام خویش ،
پا بر شن هایی می ذاشتن که :
هیچ هویتی نداشتن
تنها با وجود دریا به وجود می اومدن
تنها با تشکیل دریا شکل می گرفتن
تنها با حرکت دریا به حرکت در می اومدن
ساعت ها ظلم پاهای خویش را بر دانه دانه های ساحل تحمیل می کردن
بدون این که دادگاهی برای این همه زور وجبر تشکیل بشه
واین که کسی به این همه بی توجهی و خودخواهی اعتراضی داشته باشه
ولی :
ولی شن هایی که با زیبایی خود ، دریای با عظمت را به خود می کشانند
اما چه سود که با خار وخاشاکی که ساحل به خود می گیرند
دریا را ازخود می رانند
در پایان روز، آن قدر دریا از غصه لبریز می شود که صبرو تحملش را از دست می دهد
و سر انجام تاب خار و خاشاک و ناپاکی را ازدست می دهد
و مانند آتشفشان لبریز می شود و بر ساحل خشم می کند و اوج عصیانش را نشان می دهد
ولی شن هایی که با لطافت خود ،گام های انسان را لذت بخش و هموار می کند
اما چه سود که ره ظلم انسان هارا هموار می کنند
و خود را در بی مهری های آنها حل شده می بینند
ولی شن هایی که با تمام خوبی هاش ، چهره ی مظلومیت و بدبخت و معصوم به خود گرفته
اما...
اما دریا در برابر تمام ستم هایی که بهش وارد میشه ، می ایسته ، مقاومت می کنه
چون پویایی داره ، تحرک داره و سرشار از بهترین خاطرات شیرین انسانهااست
...
ساحل با تمام تحریک ها وکمک های دریا هنوز نتونسته خودشو پیدا کنه
چراازمیان این همه انسان های پر مهر ومحبت ، هیچ کس پیدا نشد که دست ساحل رو بگیره
هیچ کس پیدا نشد که ساحل رو از جامدی و سکون درآورد
یک ندا ی درونی و الهی:
همه رو دوست داشته باش
آفریده های خداوند متنوع بودنشان قشنگ است
اما انسان ها یکی بودنشان